تبليغاتX
فصل تنهايي
به ياد آرزوي رفته بر بادم سكوتي خواهم كرد سنگين تر از فرياد

            چشمان مهر بان تو

                        بهانه ايست براي زيستن...

 

    من در غياب چشمان تو

                      آسانتر از حباب

                                    تباه خواهم شد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 18:2  توسط اميـــــــر  | 

 

بازي تلخي بود
اولش 1-0 به سود من بود
اون اصرار مي كرد و من اكراه
اون مي گفت دوستم داره و من نسبت بهش بي اعتنا بودم
اما طولي نكشيد كه بازي 1-1 شد
منم اونو دوست داشتم
مي خواستم باهام باشه
دوست داشتم بازي همين جا مساوي تموم بشه
تا هميشه باهم باشيم
مساوي مساوي
اما نمي دونم چي شد كه گل خوردم
او گل طلايي رو زد
منو تنها گذاشت و رفت
بازي تموم شد و من باختم
اونم همينو مي خواست...
اي كاش باهاش بازي نمي كردم هرگز...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 22:0  توسط اميـــــــر  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 21:4  توسط اميـــــــر  | 


شبا كه با ياد تو مي خوابم....

از اين مي ترسم كه فردا.....ديگه كنارم نباشي...

هر شب به خودم مي گم كه....

اگه يه روزي تو از من جدا بشي....

من هم از خودم جدا مي شم....

و از اين زندگي كه سالها داره منو مي سوزونه...

اگه يه روز تو كنارم نباشي.....

اين زندگي تلخي رو كه دارم رها مي كنم....مي زارم ميرم....

تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح....

قيافه تنهاي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل كنم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 21:1  توسط اميـــــــر  | 


در عمق وجودم سرمستي عشق موج مي زند

و من تمامي عشقم را با تو قسمت مي كنم

آه ، من نمي دانم كه چرا بي تو

قادر به ادامه ي زندگي كردن نيستم ...

نه نمي توانم بدون تو زندگي كنم ...

مرا با خود ببر

و لحظات شيرين و خوشايندي برايم پديد بياور

كه چهره ات هميشه پيش روي من است

آري مي دانم بدون تو و عشق تو

قادر به ادامه ي زندگي نيستم

ما فقط يك بار زنده ايم

و تنها يك قلب براي بخشيدن داريم

پس بگو چه مي خواهي...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:1  توسط اميـــــــر  | 

بين كسي كه عاشق شده و كسي كه تنها شخصي را دوست دارد
تفاوتهايي است، نكات زير به شما كمك خواهند كرد
تا اين تفاوت را درك كنيد :

هنگام ديدن كسي كه عاشق او هستيد
تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده خواهيد شد
اما هنگاميكه كسي را مي بينيد كه دوستش داريد
احساس سرور و خوشحالي مي كنيد

هنگاميكه عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است
ولي هنگاميكه كسي را دوست داريد
زمستان فقط فصلي زيبا (زمستاني زيبا ) است

وقتي به كسي كه عاشق او هستيد نگاه مي كنيد
خجالت مي كشيد
اما هنگاميكه به كسي كه دوستش داريد مي نگريد
لبخند خواهيد زد

وقتي در كنار معشوقه خود هستيد
نمي توانيد هرآنچه در ذهن داريد بيان كنيد
اما در مورد كسي كه دوستش داريد توانايي آنرا داريد

در مواجه شدن با كسي كه عاشقش هستيد
خجالت مي كشيد و يا حتي دست و پاي خود را گم مي كنيد
اما در مورد فردي كه دوستش داريد
راحتتر بوده و توانايي ابراز وجود خواهيد داشت

شما نمي توانيد به چشمان كسي كه عاشقش هستيد
مستقيم و طولاني نگاه كنيد (زل بزنيد )
اما مي توانيد در حاليكه لبخندي بر لب داريد
مدتها به چشمان كسي كه دوستش داريد نگاه كنيد

وقتي معشوقه شما گريه مي كند
شما نيز گريه خواهيد كرد
و اما در مورد كسي كه دوستش داريد
سعي بر آرام كردن او مي كنيد

احساس عاشق بودن و درك آن
از طريق نگاه است
اما در درك دوست داشتن
بيشتر از طريق شنوايي است
(از طريق ابراز علاقه به صورت كلامي)

شما مي توانيد يك رابطه دوستي را پايان دهيد
اما هرگز نمي توانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن
ببنديد چراكه حتي اگر اين كار را بكنيد
عشق همچون قطره اي در قلب شما و
براي هميشه باقي خواهد ماند

 


مطالب بالا اگرچه تا حد زيادي درست هستند اما
به خاطر داشته باشيد كه مطلق نيستند
و اصولا انسانها و احساسات آنها
پيچيده تر از اينگونه تحليلها هستند

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 22:37  توسط اميـــــــر  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:30  توسط اميـــــــر  | 


باز، با دل گرفته در هواي تو
شعر تازه‌اي سروده‌ام براي تو
باز هم به ياد خنده‌هاي ساده‌ات
باز هم به ياد اشك بي ‌رياي تو

                                     روبروي آسمان نشسته‌ام، تهي‌ست
                                     بي ‌نوازش صداي آشناي تو
                                     مثل لحظه‌اي كه رفته‌اي و بعد از آن
                                     مانده روي برف كوچه، جاي پاي تو

من دلم هنوز بوي عشق مي‌دهد
عطر ساده و صميمي صداي تو
گرچه قلبم از هجوم غصه‌ها پر است
گرچه نيستند هيچ ‌يك، سزاي تو

                                    غصه‌هاي تو تمامشان از آن من
                                    شعرهاي من، تمامشان براي تو...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:28  توسط اميـــــــر  | 



Friendship often ends in love
But love in friendship  never

 


To love is nothing
To be loved is something
To love and to be loved is everything

 


Don't marry a person you can live whit
Marry someone you cannot live whitout

 


The words we never spoke
The words we never heard
We've shared our minds, souls is this is
What called LOVE

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:23  توسط اميـــــــر  |