+
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:30  توسط اميـــــــر
|
مي خواهم چيزي بگويم
آشنايي نيست
مي خواهم آوازي بخوانم
خلوت دل بخواهي نيست
تمام شد
ديگر از دست كلمات دلباخته ي من
هيچ ترانه ي تلخي ساخته نيست
هيچ كس با من نيست
مانده ام تا به كه انديشه كنم
مانده ام در قفس تنهايي
در قفس مي خوانم
چه غريبانه شبي است
شب تنهايي من ..... صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ